|
montazer
مدیر سایت

 وضعيت: آفلاين 28 شهريور ماه ، 1386 تعداد ارسالها: 413 امتياز: 16543 تشکر کرده: 37 تشکر شده 23 بار در 20 پست
محل سكونت: شیراز
|
ارسال شده در: دوشنبه، 8 تير ماه ، 1388 09:32:09 موضوع مطلب: روز مبارزه با سلاحهای شیمیایی |
|
|
.
روز مبارزه با سلاحهای شیمیایی و میکروبی
آدمها به جان هم افتادهاند. تأملات فلسفه را بهانه میکنند برای جنگ؛ پیشرفتهای علم را اسلحه میکنند برای کشتن. خشابها را پر کردهاند برای شلیک کردن و انبارها را پر کردهاند از باروت، برای ترساندن آدمها. پیشانی بشر را هدف گرفتهاند. اگر لازم باشد، مرزها را میشکنند، آدمها را هم کنار میزنند؛ اخلاق ابرقدرت، همین است دیگر! جان کسی ارزش ندارد؛ مگر اینکه بردهشان باشد.
زمین را دود گرفته است. فشار دکمهای، برای خشکاندن ریشهها کافی است! خواست ابرقدرت برای میراندن حیات کافی است. چشمهای هیروشیما هنوز میسوزد. خاطرهاش در ناخودآگاه تاریخ، موج برداشته است. بازماندگان جنگ جهانی دوم در شرق چه به ارث بردهاند؛ جز دردهای ناشناخته و بیماریهای مرموز که تکثیر میشود.
آسمان ابری است. روزگار، زیر سایههای شوم وحشت سپری میشود. ترس، تیشه به ریشه شهر میزند. امید، کی به دلها برمیگردد؟ امنیت، کی به خانهها باز میگردد؟
آسایش، کی به مرزها برمیگردد؟
چرا باید محیطزیستمان آلوده باشد و زیرزمینها که محل تولد گیاهان است، مخفیگاه کلاهکهای هستهای؟
نفرت، در کوچه پس کوچههای جهان زوزه میکشد. جز بیاعتمادی در بازار دنیا نیست. کشمکش، آغاز شده است...آیا وجدان در وجود کسی نیست؟
آیا انسانیت از این سیاره مهاجرت کرده است؟
چه کسی گفته است در آتش، خشک وتر با هم میسوزد؟
چه کسی گفته است هدف، وسیله را توجیه میکند؟
آدمها عزیزند؛ آدمها بزرگند. آدمها میشود کنار هم بمانند و نگاههایشان خالی از تردید و دودلی باشد.
بیاییم دهکده زندگیمان را جارو کنیم!
آه زخمی
اینجا، در سازمان ملل متحد تاولهایم، هر روز هزاران اعلامیه جهانی حقوق بشر به نفع دردهای من و تو تصویب میشود.
اینجا همه کابوسهایم برای محکومیت تنهایی و غربت قیام میکنند و همه جلسات، با حضور زخمهای من و تو برگزار میشود.
اینجا سازمان دردهای متحد من و توست. ما در این آسایشگاه، آینده جهان را رقم خواهیم زد؛ جهانی بدون بمبهای تاولزا، جهانی بدون زخمهای بیپایان.
ما اینجا سازمان ملل را با زخمهایمان خریدهایم.
همآوای زخمهایم که از بس با صدای گرفته صدایم زدی، گویی هیچوقت بلند حرف نزدهای، گویی شیمیایی مادرزادی!
همآوای زخمیام که بازدم آه زخمیات، خون است. با صدای گرفته فریاد بزن؛ صدای خستهات رساتر از اعلامیه جهانی حقوق بشر است و رساتر از غرش راکتها و موشکها.
ار روی صندلی چرخدارت پرواز کن، از مرزهای بسته بگذر! فریاد بزن زخمت را، فریاد بزن آرزوهای بر باد رفتهات را! فریاد تو رساست؛ رساتر از نعره مستانه سربازان وحشی تمدن میکروبی.
فریاد بزن! بگو که از بوی سیب سبز، حذر باید کرد! بگو تا بشناسند، بگو تا بدانند همه کارخانههای امریکایی و اروپایی که گاز خردل میسازند! بگو بوی هیروشیما هنوز از کردستان عراق میآید!
فریاد بزن تا گلوی خستهات خستهتر نشده! فریاد بزن؛ تو مؤذن گُردان ما بودی؛ بگو که صدایت با آواز پرندگان مهاجر همآوا بود! بگو که بلبلها به ستایش دعای توسل خواندنت میآمدند!
بگو، غزل خاموش آسایشگاه! بگو مؤذن نماز آخر تنهاییام؛ فریاد بزن!
منابع :اشارات _________________ فردا برای فراگیری آموزشهای امدادی دیر است ؛ همین امروز اقدام کنیم ...
پایگاه اینترنتی نجاتگر :: مرجع آموزشهای اینترنتی امداد و نجات بسیبجیان |
|